تبلیغات
ژوپیتر 2{JupiteR} - امشب...

امشب...

نویسنده : AmIrMaSoOd شنبه 1392/10/14 13:04  •   

سلام/امشب خواستگاری شیماست*به زور مامانش باید به یکی دیگه

 شوهر کنه ولی خودش دوستش نداره ولی علاقه بوجود میاد.

فکر کنم مجبوره قبول کنه


گویا داماد مهندسه پولدارم هست

مبارکش باشه


لطفا دعا کنید به همدیگه برسن و خوشبخت بشن آمین


آخرین ویرایش: شنبه 1392/10/14 13:21

سه شنبه 1396/02/26 19:37
Right now it seems like Wordpress is the best blogging platform available right now.
(from what I've read) Is that what you are using on your blog?
یکشنبه 1396/01/13 04:45
I’m not that much of a online reader to be honest but your sites really
nice, keep it up! I'll go ahead and bookmark your site to come
back down the road. Cheers
شنبه 1392/10/14 21:42
این چه خبری بود که دادی داداش.
فکر کنم دوسش داشتی....
پستای جدیدت رو خوندم.عالی بودن
AmIrMaSoOd
مرسی
شنبه 1392/10/14 20:21
چییییییییییییییییی ؟ امیر چی شد ؟
ینی چی ؟ خودشو میکشت بال بال میزد که من با تو حرف بزنم راضی بشی برگردی حالا به خواست مادرش مجبوره با یکی دیگه ازدواج کنه ؟
هر خری که میخواد باشه مهندس باشه پولدار باشه وقتی عشقی نباشه هیچ غلطی نمیتونه بکنه

شیما خانم فکر میکردم آدم محترمی هستی اما الان بهت میگم نسبتا محترم یه عاشق تا پای چونشم پای عشقش میمونه اگه واقعا عاشق امیر نیستی همون بهتر که با یکی دیگه باشی امیر اینطوری بهتر میتونه خودشو جمع کنه تا زمانی که وقتی ازدواج کردین ولش کنی بری
واقعا متأسفم
AmIrMaSoOd
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




در این وبلاگ
در كل اینترنت
  • لینکستان

  • لینکدونی

  • آخرین پستها

  • آرشیو

  • آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :
  •